آيا.... - اي پادشه خوبان داد از غم تنهايي...

به مردم بياموز و دانش ديگران را فراگير، تا دانش خود را استوار کرده [امام حسن عليه السلام]

اي پادشه خوبان داد از غم تنهايي...



شنبه 29/4/1387 ساعت: 4:1 عصر
 

 


ظهور و فرج، يعني پايان همه ي دردها، نابساماني ها، انحراف مسيرهاي انساني و گشودن هر عقده اي به دست منجي آسماني.


بشر از آغاز تا کنون، همکاروان درد و رنج و هماغوش ستمديدگي و تحمل بوده است. از آن همه ارزشها و حقوق ها که داشته محروم مانده است و استعدادهايي که با پرورش آنها مي بايست و مي توانست به عاليترين کمالات انساني برسد، در وجودش کشته شده و نابود گشته است. سازمانهاي رهبري بشر تاکنون همه فاسد بوده اند و ناقص. بشر دچار بوده است؛ دچار گرسنگي، دچار جهل، دچار بيعدالتي و اختلاف طبقاتي و ... زندگي چنان بوده و اکنون نيز چنان است؛ سراسر تحمل است و تحميل.


بدين گونه تاريخ زندگي انسان، چيزي نيست جز سرگذشت همين دردها و رنج ها.


تاکنون انسان زندگي را بدين سان گذرانده است.


آيا آينده نيز مانند گذشته هاست؟


آيا از فرجام خوش بشريت بايد مأيوس شد؟


آيا روزگار درد و رنج، محروميت و ناکامي، اندوه و گرسنگي، بردگي و بهره دهي به پايان نخواهد رسيد؟


آيا تاکنون که راه انسان به سوي روشنايي هاي بزرگ و فضيلت هاي پر ژرفا – پياپي- بسته شده است، زماني نخواهد آمد که سدها بشکند و راه ها هموار گردد؟


آيا بشر که تا اين دم در شامي تيره به سر مي برده است و روزي و روشناييي نديده است، خورشيدي بر زندگيش تابيدن نخواهد گرفت و تاريکي هاي  حياتش را روشن نخواهد کرد؟


آيا روزي نخواهد دميد که ديگر دردها به درماني رسيده باشد و نابسامانيها به ساماني؟


آيا روزگار سياه گرسنگي سپري نخواهد شد و انسان گرسنه فرصتي نخواهد يافت تا – فارغ از فکر معاش- به تکامل روح و کسب مفاهيم عالي انساني بپردازد؟


آيا روزي نخواهد آمد که همه در پيشگاه قانون برابر باشند و حکومت، حکومت قانون باشد، آن هم قانوني انساني و حقگزار؟


آيا آن هنگام فرا نخواهد رسيد که مستمندان در پاي کاخ ها جان ندهند؟ و زاغه ها در کنار آسمانخراش ها ديده نشوند؟


آيا روزگار تعديها، تضادها، برادر کشي ها، خودپرستي ها و سودجويي ها به سر نخواهد آمد و مردميها و فضيلتها جايگزين آن دگرها نخواهد شد؟


آيا نخواهد شد که هر انساني با آسايش و آسودگي زندگي کند؟


اين چگونگي زندگي انسان است که خروشها و خشمهاي مقدس را آفريده است و مي آفريند. و اين انگيزهاست که مصلحين راستين را، از روزگاران کهن تا هم اکنون، به پا داشته است و به پا مي دارد، تا آنچه که بايد باشد به وجود آيد........


 


برگرفته از کتاب: در فجر ساحل     تأليف محمد حکيمي


نوشته شده توسط: سليمانيان


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[26/5/1387- 3:51 ع] شب ميلاد
[18/5/1387- 12:59 ع] اي پادشه خوبان...
[29/4/1387- 4:1 ع] آيا....
[23/4/1387- 7:48 ع] مهدي (عج)در انديشه ي بيدار مسلمانان
[14/4/1387- 12:11 ع] دلنوشته
[4/4/1387- 10:51 ع] جمکران
[1/4/1387- 9:21 ع] شيخ مفيد
[29/3/1387- 10:49 ع] القاب امام
[26/3/1387- 12:36 ص] معرفي کتاب
[آرشيو شده ها]


 RSS 
خانه
شناسنامه
پارسي بلاگ
پست الکترونيک

:: کل مهمانان گل طه ::
2654

:: مهمانان امروز ::
7

:: مهمانان ديروز ::
11

:: پيوندهاي روزانه ::

:: فهرست موضوعي يادداشت ها::

نگاهي بر زندگي حضرت مهدي(عج) [13]
علائم ظهور [2]
مسجد جمکران
امام در آيينه ي شعر [4]
دلنوشته [8]
جلوه هاي ظهور [10]
حضرت نرجس(عليها السلام) [6]
پاسخ به چند سؤال در رابطه با امام عصر(ع) [16]
جزيره ي خضراء [2]

:: درباره من ::

اي پادشه خوبان داد از غم تنهايي...
سليمانيان[69]
سعي شده در اين وبلاگ‍، مطالبي در رابطه با آقا امام زمان(عج) گنجانده شود. اميدوارم با استفاده از اين مطالب، شناختي هرچند اندک درباره ي مولايمان امام زمان(عج) به دست بياوريم. چون روايت شده که: هرکس بميرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهليت مرده است.

:: لوگوي اي گل طه::

اي پادشه خوبان داد از غم تنهايي...

:: لينک دوستان من ::

:: لوگوي دوستان من ::




















:: موسيقي وبلاگ ::

:: وضعيت من در ياهو ::

يــــاهـو

:: اشتراک در اي گل طه ::

نام:

ايميل:

 

*
*
*
*

اين صفحه را صفحه ی خانگی خود کنيد


Javascripts



SongCode.blogfa