پاسخ به چند سؤال در رابطه با امام عصر(ع) - اي پادشه خوبان داد از غم تنهايي...

همانا خدا را بندگانى است که آنان را به نعمتها مخصوص کند ، براى سودهاى بندگان . پس آن نعمتها را در دست آنان وا مى‏نهد چندانکه آن را ببخشند ، و چون از بخشش باز ايستند نعمتها را از ايشان بستاند و ديگران را بدان مخصوص گرداند . [نهج البلاغه]

اي پادشه خوبان داد از غم تنهايي...



   1   2      >
شنبه 4/3/1387 ساعت: 7:46 عصر
 

             ديدار با حضرت مهدي(عج)


   يکي از پرسش ها اين است که آيا در عصر غيبت کبري، کسي مي تواند به سعادت ديدار حضرت مهدي(عج) نايل شود، با اينکه بر اساس بعضي از روايات، هر کس گفت: امام زمان(عج) را ديده ام، تکذيب کنيد؟


 


    مطابق آنچه که از علماي بزرگ ما از قديم و نديم نقل شده، بسياري از سعادتمندان و صالحان در موارد مختلف به سعادت ديدار حضرت مهدي(عج) در عصر غيبت نايل شده اند و ماجراهاي ديدار به قدري زياد است که انسان اطمينان مي يابد که اصل ديدار ممکن است و واقع شده است؛


    علماي بزرگ همچون شيخ مفيد(ره) در کتاب ارشاد، شيخ کليني(ره) در اصول کافي، شيخ حر عاملي در اثباة الهداة(جلد 7) علامه اِربِلي در کشف الغمّه (ج 3 ) علامه مجلسي در بحار الانوار(ج 53) حاجي نوري صاحب مستدرک، در کتاب نجم الثاقب و ... دهها و صد ها حکايت نقل کرده اند که همه بيانگر امکان  و وقوع ديدار با حضرت مهدي(عج) است.


    در اين عصر نيز موارد بسياري نقل شده که دليلي بر کذب آن نداريم اما آنچه که روايت شده، مدعيان ديدار را تکذيب کنيد، مربوط به توقيع( و نامه اي ) است که از ناحيه مقدسه حضرت مهدي(عج) براي نايب چهارمش علي بن محمد سمري(ره) درباره ي فرا رسيدن غيبت کبري صادر شد، در فرازي از اين توقيع آمده:


    « آگاه باشيد کسي که قبل از خروج سفياني و صيحه ادعاي ديدار حضرت مهدي(عج) کند، او دروغگوي تهمت زننده است.»


علامه مجلسي در پاسخ به اين فراز مي گويد:


1.     اين روايت، خبر واحد و مُرسَل (يعني اسناد روايت، پشت سر هم ذکر نشده اند) است و توان معارضه با آن همه حکايات را که از مجموع آنها، قطع و علم حاصل مي شود، ندارد.


2.     بر فرض صحت، گويا منظور از تکذيب، تکذيب کسي است که ادعاي ديدار و نيابت (خاصّ بعد از فرا رسيدن غيبت کبري) را دارد.


3.     در ماجراي جزيره ي خضراء آمده: سيد شمس الدين (از نواده هاي حضرت مهدي) به علي بن فاضل مازندراني گفت: « منظور امام زمان (عج) از تکذيب، مربوط به همان عصر است که دشمنان زياد بودند و شيعيان در فشار و ظلم شديد  فرعونهاي بني عباس به سر مي بردند، براي حفظ از گزند آنها، اين دستور صادر شد.»


(انشاءالله در يادداشت هاي بعدي ، ماجراي جزيره ي خضراء و نقد هايي که براين روايت شده رو ميارم.)


نوشته شده توسط: سليمانيان

جمعه 3/3/1387 ساعت: 7:12 عصر
 

آيا قيام مهدي(عج) مسلحانه است؟


 


    از روايات متعددي که بيانگر جنگ آن حضرت، پس از ظهور و قيام است، فهميده مي شود که آن بزرگوار پس از ظهور، نخست همانند پيامبر اسلام(ص) مردم را به اسلام و بيعت دعوت مي کند و حجت را بر آنها تمام مي نمايد، در مقابل اين دعوت، گروه هايي به کار شکني و توطئه و مخالفت بر مي خيزند، آن بزرگوار در برابر آنها قيام مسلحانه مي نمايد و زمين را از لوث وجودشان پاک مي سازد.


نوشته شده توسط: سليمانيان

پنجشنبه 2/3/1387 ساعت: 9:51 عصر
 

رحلت مهدي(عج) چگونه است؟


 


    در مودرد پايان عمر حضرت ولي عصر(عج) به طور کلي از گفتار امامان(عليهم السلام) بر مي آيد که همه ي آنها کشته و شهيد مي شوند، از جمله امام حسن مجتبي(ع) فرمود:


    « سوگند به خدا رسول خدا با ما چنين عهد کرد که يازده نفر از فرزندان علي(ع) و فاطمه (عليها السلام) به امامت مي رسند، همه ي ما مسموم يا کشته مي شويم.»


    چنانکه تاريخ نشان مي دهد، همه ي امامان (عليهم السلام) تا امام حسن عسکري(ع) با شمشير ا زهر، به شهادت رسيدند، حضرت مهدي نيز چنين خواهد شد.


    در مورد چگونگي شهادت امام قائم(عج) روايتي در دست نيست، جز اينکه علامه يزدي در کتاب الزام الناصب(صفحه190) مي نويسد:


    « هنگامي که هفتاد سال از حکومت حضرت مهدي(عج) گذشت، زني به نام سعيده که از بني تميم است و در صورتش ريش دارد، هنگام عبور حضرت مهدي(عج) سنگي بزرگ از پشت بام به طرف حضرت مهدي(عج) پرتاب مي کند و همين موجب شهادت آن حضرت مي شود و امام حسين(ع) غسل و کفن و نماز آن حضرت را بر عهده مي گيرد و اين مطلب بر گرفته از روايات امامان (عليهم السلام) است.» سپس امام حسين (ع) زمام حکومت را به دست مي گيرد و پس از او امامان ديگر يکي پس از ديگري رجعت کرده و حکومت مي کنند و حکومت امامان(عليهم السلام) سالهاي بسيار طول مي کشد و طبق بعضي از روايات تنها امام حسين(ع) بعد ا حضرت مهدي(عج) چهل سال حکومت مي نمايد.


نوشته شده توسط: سليمانيان

چهارشنبه 1/3/1387 ساعت: 10:23 عصر
 

مدت حکومت حضرت مهدي(عج)


 حضرت مهدي(عج) چند سال حکومت مي کند؟


 


   در روايات اسلامي در مورد مدت حکومت حضرت مهدي(عج) به اختلاف نقل شده، پنج سال، هفت سال، بيست سال، نوزده سال، هفتاد سال حکومت مي کند.


   و در بعضي از روايات چهل سال و 309 سال به اندازه ي مدت خواب اصحاب کهف نيز گفته شده است.


   بعيد نيست که مدت حکومت آن حضرت 309 سال باشد ولي مراحل حکومت او پنج سال و هفت سال و نوزده سال باشد و پس از چهل سال، تکميل گردد و سپس ادامه يابد، امام باقر(عليه السلام) فرمود:


   « امام قائم(عج) 309 سال به مقدار خواب لصحاب کهف در غار خود، حکومت مي کند، سراسر زمين را پس از آنکه پر از ظلم و جور شده، پر از عدل و داد نمايد، خداوند شرق و غرب زمين را براي او فتح نمايد، او دشمنان را بکشد به گونه اي که تنها دين اسلام در سراسر جهان باقي بماند.»


                        


نوشته شده توسط: سليمانيان

دوشنبه 30/2/1387 ساعت: 6:31 عصر
 

    نشانه هاي ظهور


   نشانه هاي ظهور حضرت مهدي(عج) چيست؟


 


     وقت ظهور آن حضرت معلوم نيست و مطابق روايات، تعيين کنندگان وقت دروغگو هستند. اما نشانه هاي ظهور بسيار و مختلف است و مي توان آنها را سه گونه تقسيم کرد:


1.     نشانه هاي عمومي مانند افزايش گناه و فساد، پر شدن جهان از ظلم و جور، اين گونه نشانه ها از نشانه هاي مقارن ظهور نيست، بلکه ممکن است ده ها سال قبل از ظهور رخ دهد.


2.     نشانه هايي که نزديک ظهور رخ مي دهد، ولي نه مقارن و در آستانه ي ظهور، بلکه مثلاً دو سال فبل لز ظهور يا سه يا چهار سال قبل از ظهور رخ مي دهد.


3.     نشانه هايي که در همان سال ظهور يا يک سال قبل از ظهور رخ مي دهد.


4.     نشانه هاي غير حتمي که ممکن است رخ دهد و ممکن است رخ ندهد.


5.     نشانه هاي قطعي که حتماً رخ مي دهد و شکي در وقوع آنها نيست؛ مانند صيحه ي آسماني و کشته شدن نفس زکيه.


       از سوي ديگر ديگر بعضي از اين نشانه ها روشن است ولي بعضي ديگر مبهم است و براي ما روشن نيست که منظور چيست؟


      نيز بايد توجه داشت که بين ظهور حضرت مهدي(عج) و قيام(خروج) او فاصله و فرق است، نخست ظهور مي کند و بعد از مدتي با فراهم شدن اسباب کار قيام مي نمايد، مثلاً در روايت آمده: « در شب 23 ماه رمضان ندا به نام امام قائم (عج) بلند شود و در روز عاشورا قيام کند.» ممکن است منظور از نداي 23 رمضان، اعلام ظهور حضرت مهدي(عج) است ولي خروج در روز عاشورا، آغاز قيام آن حضرت است.


     خروج دجال و سفياني (به عنوان مخالف) حسني و يماني­ (به عنوان موافق) از نشانه هاي حتمي و مقارن ظهور مي باشد.


خروج سيد حسني


    سيد حسني جوان خوش سيمايي است که از طرف ديلم ( بلاد گيلان) و قزوين، خروج مي نمايد، او از شيعيان خالص امامان(عليهم السلام) از نسل امام حسن مجتبي(عليه السلام) است، دعوت به سوي خود نکند، رييس مطاع است، در زمان خروج او ظلم و فساد و کفر، همه جا را فرا گرفته، سيد حسني با فرياد بلند، مردم را به ياري مي طلبد و به لبيک گفتن به دعوت آل محمد (ص) فرا مي خواند، مردم دعوت او را مي پذيرند، کم کم بر اهل ظلم و طغيان پيروز شود و با سپاه بيکران خود به طرف کوفه حرکت نمايد، در آنجا مي شنود که حضرت مهدي(عج) با ياران خود وارد کوفه شده اند، با اصحاب خود به محضر مهدي مي رسد، دلايل امامت و مواريث پيامبران(عليهم السلام) را(براي اتمام حجت ياران) از امام قائم(عج) مي خواهد، امام دلايل و مواريث را آشکار سازد و در اين هنگام حسني و اصحابش با امام قائم (عج) بيعت کنند.


شهادت نفس زکيّه


    نفس زکيّه، جوان پاک و پاکباز از آل محمد(ص) است، حضرت مهدي(عج) او را به مکه براي ياري طلبي از مردم مي فرستد، او به مکه مي آيد و پيام امام قائم(عج) را به مردم ابلاغ مي کند، دشمنان به او حمله مي کنند و او را بدون هيچگونه گناهي بين حجرالاسود و مقام ابراهيم مي کشند و سرش را از بدنش جدا مي نمايند، پانزده روز بعد از اين حادثه ي جانسوز، حضرت مهدي(عج) قيام مي نمايد.


 


نوشته شده توسط: سليمانيان

يکشنبه 29/2/1387 ساعت: 6:56 عصر
 

مرکز ظهور و حکومت حضرت مهدي(عج)


     امام قائم(عج) هنگام ظهور از کجا ظهور مي کند؟ و در کجا قيام مي نمايد؟ کي و در چه روز؟ و مرکز حکومتش کجاست؟


    حضرت مهدي(عج) هنگام ظهور، در مکه ظهور مي کند و بر کعبه تکيه نموده و خطبه مي خواند، 313 نفر از ياران مخصوصش در همانجا به آن حضرت مي پيوندند.


    مطابق بعضي از روايات، آن روز،روز جمعه است و در روز شنبه روز عاشورا از مردم بيعت مي گيرد. امام جواد(ع) فرمود:


    « گويا قائم(عج) را در روز عاشورا، روز شنبه مي نگرم که بين حجرالاسود و مقام ابراهيم ايستاده و پيش روي او جبرئيل فرياد مي زند: بيعت مخصوص خداست.» يعني با امام مهدي(عج) بيعت کنيد که بيعت با او بيعت با خداست.


     و امام صادق(ع) فرمود: « نخستين کسي که با قائم(عج) بيعت مي کند، جبرئيل است.»


     سپس 313 نفر اصحاب مخصوص، فرا مي رسند و بيعت مي کنند، حضرت مهدي (عج) در مکه مي ماند تا يارانش به ده هزار نفر مي رسند، آنگاه از آنجا به سوي مدينه حرکت مي نمايد و سپس از مدينه به سوي عراق و کوفه حرکت مي کند و در مسير راه، گروه هاي بسيار، به سپاه آن حضرت مي پيوندند، سرانجام آن حضرت وارد کوفه مي شود و آنجا را مرکز حکومت جهاني خود قرار مي دهد.


    امام باقر(ع) در ضمن گفتاري فرمود: « سپس مهدي آل محمد(عج) به کوفه باز مي گردد و 313 نفر اصحاب خاص خود را به سوي تمام نقاط جهان مي فرستد( که هر کدام حاکم يکي از بخش هاي جهان خواهند شد) حضرت مهدي(عج) دستي روي شانه ها و سينه هاي آن 313 نفر مي کشد، پس از اين لطف و عنايت، آن 313 نفر آن چنان در سطح عالي از مقام و کمال قرار مي گيرند که در شناخت احکام و امور و قضايا هرگز درمانده نخواهند شد.»


نوشته شده توسط: سليمانيان

شنبه 28/2/1387 ساعت: 7:23 عصر
 

 اقامتگاه حضرت مهدي (عج)


    امام قائم(عج) اکنون کجاست؟ آيا همسر و فرزند دارد؟


 


    براي پاسخ به اين پرسش ها، ناگريز بايد از روايات و گفتار پيامبر(ص) و امامان(عليهم اسلام) استفاده کرد، مطابق بعضي از روايات، آن حضرت همه ساله در مراسم حج شرکت مي نمايد.


    همچنين هر جا که بخواهد، به خصوص در کنار قبر امامان(عليهم السلام) و مکانهاي شريف، خواهد رفت.


    او بر اساس برنامه هاي اسلام، داراي همسر و فرزند خواهد بود، چنانکه در بعضي از دعاها به اهل بيت(عليهم السلام) آن حضرت اشاره شده است.


    و در مورد اقامتگاه او چندين مکان در روايات ذکر شده مانند: مدينه، دشت حجاز، کوه رَضوي، کَرعَه( قريه اي در يمن) و سرزمين هاي دور دست. از جمله روايت شده: « حضرت مهدي(عج) و فرزندانش در جزيره هاي بسيار بزرگ و پهناور زندگي مي کنند.»


    و مطابق روايت« علي بن فاضل مازندراني» که در نجف اشرف سکونت داشته، حضرت مهدي(عج) و ياران و فرزندانش در جزيره ي خضراء است.


    در مورد جزيره ي خضراء، بحث و گفتگو بسيار است، بعضي از دانشمندان از قراين و ويژگي ها، حدس زده اند که جزيره ي خضراء، همان « مثلث برمودا» است که از عجيب ترين و مرموزترين مکان هاي روي زمين است و در دل غربي ترين اقيانوس اطلس قرار دارد.


    از عجائب مثلث برمودا اينکه: هر هواپيما يا کشتي به حدود آن برود، به طور اسرار آميزي ناپديد مي گردد و جالب اينکه آبهاي آن سفيد است و هر روز خبر غرق شدن تعداد تازه اي  از کشتيهاي اقيانوس پيما در آبهاي سفيد مثلث برمودا، به گوش رسيده و مي رسد.


    از دعاهاي حضرت مهدي(عج) اين است:


« خدايا مرا از ديد دشمنانم پوشيده بدار و بين من و دوستانم، در يکجا جمع کن.»


    به مقتضاي استجابت اين دعا، اقامتگاه آن حضرت از ديدگاه و دسترس دشمنان، محفوظ خواهد ماند و ممکن است، همين مطلب تأييدي باشد که اقامتگاه اصلي آن حضرت در مثلث برمودا است.


    به هر حال اين يوسف گم گشته، روزي به کنعان بر مي گردد، و چشم يعقوب را بينا و روشن مي کند، به گفته ي حافظ:


يوسف گم  گشته  باز آيد به کنعان  غم  مخور


                               کلبه ي احزان شود روزي گلستان غم  مخور


دور گردون گر دو روزي بر مراد ما نگشت


                               دائماً  يکسان  نماند  حال  دوران ،غم  مخور


حال  ما  در  فرغت  جانان  و  ابرام  رقيب


                              جمله مي داند  خداي حال  گردان  غم   مخور


 


نوشته شده توسط: سليمانيان

پنجشنبه 26/2/1387 ساعت: 7:31 عصر
 

  مسأله ي رجعت چيست؟


     پس از ظهور حضرت مهدي(عج)، امامان(عليهم السلام) و افرادي از خوبان و بدان رجعت مي کنند، يعني زنده مي شوند، بدان به مجازات مي رسند و نيکان به حق خود نايل مي شوند، رجعت در زمان ظهور حضرت مهدي(عج) چگونه است؟


 


     امکان و وقوع زنده شدن مردگان از نظر اسلام، يک امر مسلم است، چنانکه حضرت عيسي(ع) به اذن خدا، مردگان را زنده مي کرد و در قرآن در مورد زنده شدن بعضي از مردگان سخن به ميان آمده، چنانکه در آيه260 بقره و 10 سوره ي مؤمن به آن تصريح شده است.


    رجعت امامان(عليهم السلام) و مؤمنين محض و کافران محض از نظر روايات مسلم است و به قدري روايات در اين باره زياد است که بعضي ادعاي تواتر روايات کرده اند( يعني به قدري روايات زياد است که موجب علم مي شود.)


    در مورد رجعت، هنگام ظهور حضرت مهدي(عج)، امامان(عليهم السلام) يکي پس از ديگري به دنيا رجعت مي کنند، نخستين امامي که رجعت مي کند، امام حسين(ع) است.


    افراد برجسته اي مانند اصحاب کهف، مالک اشتر، مقداد و ... که 27 نفر هستند، زنده مي شوند و در نجف اشرف به سپاه حضرت مهدي(عج) مي پيوندند.


    از سوي ديگر، آن حضرت عده اي از ظالمان را از قبر بيرون مي کشد، آنها زنده مي شوند و حضرت مهدي(عج) آنها را محاکمه کرده و پس از محکوميت، اعدام مي کند.


    يکي از ويژگي هاي حضرت مهدي(عج) اين است که از خون امام حسين(ع) خونخواهي مي کند و از قاتلان امام حسين(ع) و کساني که به قتل آن حضرت راضي شدند، انتقام مي گيرد، چنانکه در يکي از فرازهاي دعاي ندبه در مورد آن حضرت آمده:


          اين الطالب بدمِ المقتول بکربلا؛


   « کجاست طالب خون حسين(ع) که در کربلا کشته شد.»


در اين رابطه نظر شما را به احاديث زير جلب مي کنم:


1.     امام صادق(عليه السلام) به يکي از شاگردان ممتازش به نام «مفضل» فرمود:


« اي مفضل! تو و چهل و چهار مرد، همراه حضرت قائم(عج) هستيد.»


2.     يکي از شاگردان امام صادق(ع) به نام کرّام مي گويد: پيش خود سوگند ياد کردم که هرگز در روز غذا نخورم (روزه بگيرم) تا حضرت قائم آل محمد(عج) ظهور کند، به حضور امام صادق (ع) رفتم و عرض کردم: « شخصي از شيعيان سوگند ياد کرده که هرگز روزها غذا نخورد تا امام قائم(عج) ظهور نمايد.» (چه صورت دارد؟)


    امام صادق(ع) فرمود: بنابراين اي کرّام! بايد هر روز را روزه بگيري، ولي دو روز در ايام سال يعني روز عيد قربان و عيد فطر را روزه نگير و همچنين سه روز تشريق(روز 11 و 12 و 13 ذيحجه) و وقتي که بيمار و مسافر هستي روزه نگير، ( براي اينکه بداني انتظار حضرت قائم، تا چه اندازه مهم است، به اين مطلب توجه کن.) هنگامي که امام حسين(ع) به شهادت رسيد، آسمانها و زمين و هر چه در آنها است و فرشتگان ناله کردند و گفتند: « پروردگارا به ما اجازه بده، مخلوقات را هلاک و نابود کنيم، زيرا به حريم تو بي احترامي  کردند و برگزيده ي تو را کشتند.»


   خداوند به آنها وحي کرد: « اي فرشتگان و آسمانها وزمين، آرام باشيد.» سپس خداوند، يک پرده از پرده ها را عقب زد، محمد(ص) و دوازده وصيّ او در آنجا بودند، آنها دست قائم (عج) در ميان آنها را گرفت و سه بار فرمود: « اي فرشتگانم و اي آسمانها وزمين هم!


       بهذا انتصرُ لِهذا:


 « به وسيله اين (قائم) از خون اين (امام حسين) انتقام گيرم.»


3.     امام صادق (ع) فرمود:


 « همانا حسين (ع) در آخر عمر حضرت قائم (عج) زنده مي شود، سپس حضرت قائم(عج) از دنيا مي رود و امام حسين (ع) پيکر او را غسل مي دهد.»


نوشته شده توسط: سليمانيان

چهارشنبه 25/2/1387 ساعت: 6:46 عصر
 

  چگونگي برابري با ابر قدرت ها


 


جهان از نظر امکانات در دست ابر قدرت ها و دشمنان اسلام است، در برابر قدرت هاي عظيم نظامي و اقتصادي آنها، چگونه مي توان حکومت جهاني ناب اسلامي به رهبري حضرت مهدي(عج) تشکيل داد؟ آيا چنين تصوري امکان پذير است؟


   


    حقيقت اين است که مهمترين عوامل و ريشه هاي امکانات مختلف جهان در اختيار مسلمانان است، اگر به راستي آنها در زير يک حکومت مصلح جهاني، اجتماع کنند و با پيوستگي و اتحاد اسلامي، تلاش نمايند، مي توانند بر همه ي ابر قدرت ها پيروز گردند.


     توضيح اينکه:


     اولاً: ابر قدرتها، هميشه به اين صورت نمي مانند، همان گونه که ابر قدرت شوروي، تکه پاره شد و به صورت چندين کشور کوچک در آمد، هيچ بعيد نيست که ابر قدرت آمريکا و ... نيز به اين صورت در آيد.


     ثانياً: جنايات روز افزون در درون ابر قدرتها آن چنان آنها را از درون تهي مي کند و به خود مشغول مي سازد که همچون طبل توخالي خواهند شد، اين سخني است که قرآن به ما آموخته، آنجا که در آيه 41 عنکبوت مي خوانيم:


« مثَل کساني که غير خدا را اولياي خود بر گزيدند، مثل عنکبوت است که خانه اي براي خود انتخاب کرده، در حالي که سست ترين خانه ها خانه ي عنکبوت است، اگر مي دانستند.»


    ثالثاً: امکانات مسلمانان از جهات مختلف ب امکانات بيگانگان، تفوّق و برتري دارد؛


الف: از جهت نيروي انساني و اتحاد


    امروزه بالغ بر يک ميليارد نفر، يعني به اندازه ي يک چهارم جمعيت کره ي زمين، مسلمان زندگي مي کنند و داراي بيش از پنجاه کشور مستقل هستند و در بسياري از کشورهاي غير اسلامي نيز مانند هندوستان، داراي نيرو و جمعيت عظيم مي باشند، اگر اينها متحد شوند و همه زير پرچم قرآن، اجتماع نمايند، هيچ نيرويي در جهان، قدرت مقابله با آنها را نخواهند داشت.


    در مجامع بين المللي، مسلمانان بيش از 50 رأي مستقل دارند و اگر هر کدامشان يک رأي از کشورهاي ديگر به دست آورند، داراي صد رأي خواهند شد، هيچ بلوکي در دنيا داراي آن همه رأي نيست.


    قدرت هاي غير اسلامي، به عنوان يک قدرت نيرومند، وجه مشترک و پشتوانه ي واحدي ندارند تا آن را به هم پيوند دهند، ولي اسلام با عنوان حبل اللهِ (رابط ديني خدا) همه را به هم پيوند مي دهد و از قطرات باران، سيل بنيانکن جاري مي سازد.


ب: امکانات جغرافيايي دنياي اسلام


ادامه مطلب...

نوشته شده توسط: سليمانيان

دوشنبه 23/2/1387 ساعت: 6:20 عصر
 

    دجال و سفياني کيست؟


 


    يکي از نشانه هاي ظهور حضرت مهدي(عج) خروج دجال و سفياني است و اين دو به دست سپاه آن حضرت کشته مي شوند، اينها چه کسانيند؟ و در کجايند و چگونه کشته مي شوند؟


 


    مطابق پاره اي از روايات، در آستانه ي قيام حضرت مهدي(عج) افرادي کذاب و دروغگو پرچم مخالفت با آن حضرت، بلند مي کنند، دو نفر از آنها که از سرزمين شام و فلسطين بر مي خيزند، دجال و سفياني مي باشند، اين دو نفر در حقيقت دو طاغوت سرکشي هستند که با دار و دسته بسيار خود به عنوان ضد انقلاب، شورش مي نمايند.


    «دجال» يک نفر طاغوت فريبکار و حيله گري است، با ترفندهاي خود، جمعيتي را به دور خود جمع مي کند و به مخالفت بر مي خيزد، بعيد نيست که او يکي از طاغوتهاي صهيونيست باشد.


    امير مؤمنان علي (ع) در ضمن خطبه اي فرمود: حضرت مهدي(عج) با يارانش از مکه به بيت المقدس مي آيند و با دجال و ارتش او مي جنگند و آنها را تار و مار مي کنند و خود دجال نيز به هلاکت مي رسد. و مطابق روايتي، دجال را دستگير کرده و در محل کُناسه ي کوفه به دار مي زند.


    از روايات استفاده مي شود، دجال مردي لوچ است و ادعاي پيامبري و خدايي از راه حلول مي کند و با جادو و شعبده و تصرف در چشمها، مردم را به سوي خود جذب مي نمايد. پيروان او بيشتر از اراذل و اوباش و طبقات آلوده از يهود و زنهاي ناپاک و فرزندان آنها مي باشند.


    حضرت عيسي(عليه السلام) به کمک حضرت مهدي(عج) مي آيد و در کشتن دجال شرکت مي کند و مردم و شهرها را از فتنه و آشوب او نجات مي دهد.


    «سفياني» طاغوت ديگري در چهره ي مقدس نماها ظاهر مي گردد، از نسل عتبة بن ابو سفيان، چهره اش سرخ مايل به زرد مي باشد، ذکرش به:   «يا ربّ يا ربّ يا ربّ »     بلند است و آنقدر بي رحم و پليد است که کنيزش را که از او بچه دار شده زنده به گور مي نمايد. جنايات سفياني و گسترش آن جنايات در خونريزي و فساد بسيار است.


    پيامبر(ص) فرمود: سفياني از وادي يابس(اطراف دمشق) با سپاه خود، وارد دمشق مي شود، دو لشکر تشکيل مي دهد، يکي را به سوي مشرق( کوفه و اطراف آن ) مي فرستد و ديگري را به سوي مدينه حرکت مي دهد، لشکر اول در کوفه و بغداد به کشتار و جنايات عظيم دست مي زنند.


     لشکر دومش به سوي مدينه رهسپار مي گردد و سه شبانه روز در آنجا به قتل و غارت مي پردازد، سپس براي جنگ با سپاه مهدي(عج) به سوي مکه حرکت مي نمايد، در مسير راه وقتي که به سرزمين «بَيداء» مي رسد که همه ِ آنها جز دو مرد، در آن زمين فرو مي روند و نابود مي شوند.


     سرانجام حضرت مهدي(عج) با سپاه خود از جانب کوفه به سوي سفياني که در اطراف بيت المقدس، موضع گرفته، حرکت مي کند و پس از گفتگو و مذاکرات، سرانجام جنگ خونيني بين سپاه حضرت مهدي(عج) و سپاه سفياني رخ مي دهد و سپاهيان حضرت مهدي(عج) پيروز مي شوند و زمين از لوث وجود سفياني و پيروان پليدش، پاک مي گردد.


     و مطابق بعضب از روايات، سفياني به دست ياران مهدي(عج) اسير و دستگير شده، به فرمان حضرت مهدي(عج) گردنش را مي زنند و روي سنگي که در محل ورود به بيت المقدس قرار دارد، اعدام و کشته مي شود.


    قابل ذکر است که يکي از سپاه هاي مخالف، سپاه «بتريّه» است که متشکل از ده هزار نفر، در مسير کوفه به جنگ سپاه امام عصر مي آيند و همه ي آنها به دست پر توان ياران مهدي(عج) به هلاکت مي رسند.


نوشته شده توسط: سليمانيان

دوشنبه 23/2/1387 ساعت: 12:9 صبح
 

           غيبت طولاني چه فايده دارد؟


 


     اينکه حضرت مهدي(عج) ده ها و صدها سال از ما پنهان است و در غيبت طولاني به سر مي برد، براي اسلام چه فايده دارد؟


 


    علت غيبت او ما هستيم، نه او، دست ما کوتاه و خرما بر نخيل، اگر بنا باشد او ظاهر گردد، ولي مردم جهان آمادگي ظهور و پذيرش او را نداشته باشند، او نيز مانند ساير امامان(عليهم السلام) مي آيد و بي آنکه به اهداف عالي مکتب امامت برسد؛ از دنيا مي رود، در صورتي که خداوند خواسته او ظهور کند و سراسر زمين را پر از عدل و داد نمايد و اهداف همه ي پيامبران و اولياي خدا را تحقق بخشد، چنين ظهوري نياز به زمينه سازي و آمادگي عميق و وسيع دارد.


    غيبت او مطابق روايات، همانند پنهان شدن خورشيد در پشت ابر هاي تيره است، در عين آنکه ابرها در برابرش قرار گرفته اند، نور او به جهان مي رسد و انسان ها از روشنايي آن بهره مند مي شوند.


     فلسفه ي غيبت او را مي توان در امور زير خلاصه کرد:


1.     اميد به مهدي موعود، انسان ها را دلگرم مي کند و موجب انتظار مي شود و چنين اميدي سازنده و حرکت بخش است.


2.     غيبت او و جانشيني ولايت فقيه از جانب او ، شيعيان را قدم به قدم به پيش مي برد و آماده مي سازد، تا  آن حضرت را از عزلت بيرون آورند.


3.     آن حضرت در عين غيبت، پشتوانه ي نيرومند فقها و رهبران و رهروان راه حق است، به آنها اعتبار مي بخشد و از تهي بودن و دل مردگي بيرون مي آورد، زيرا امام همچون قلب در بدن انسان است که همواره با تپش خود، حيات و روح تازه به انسان مي بخشد و با تکبه به آن، روحيه ها بالا مي رود، به خصوص اگر پيوند معنوي ما با او گرمتر و استوارتر باشد.


4.     کنجکاوي و تحقيق درباره ي علل غيبت حضرت مهدي(عج) انسان را به اين نتيجه مي کشاند که حتماً موانعي چون ابرهاي تيره در برابر خورشيد، وجود دارد که آن حضرت را همچنان در پشت پرده ي غيبت نگه داشته است، انسان در اين کنجکاوي و کندوکاو، موانع را مي شناسد و سپس براي دفع و رفع موانع تلاش مي کند.


     به عنوان مثال، يک درخت گلابي را در نظر بگيريد، اين درخت وقتي به ميوه مي رسد و گلابي به جامعه تحويل مي دهد که عوامل رشد و تکامل او مانند نور و حرارت، آب و کود و هواي آزاد براي آن فراهم باشد و موانعي که موجب عقب گرد و نابودي آن مي شود، مثل آفات و حشرات از آن دور گردد.


     بايد دانشمندان و محققان در فرصت طول غيبت، با تشکيل کنفرانس ها و سمينارها، عوامل مثبت و منفي و موانع ظهور حکومت مهدي آل محمد(ص) را بشناسند و راه هاي نابودي آن موانع را مشخص کنند و اجرا نمايند، چنين تلاش و انديشه ي جهاني، قطعاً جامعه را از فرهنگي و اصلاحي پيش مي برد و افراد جامعه را براي حرکت به سوي مصلح کل آماده مي سازد، چنين فکر و حرکتي، يکي از فوائد غيبت است.


5.     افزايش روز افزون فساد و تبعيض، بي عدالتي و ظلم، انسان ها را به ستوه مي آورد، به طوري که آنها تشنه ي مصلح عادل خواهند شد، طول زمان بر شدت اين تشنگي مي افزايد و آن را عميق تر و گسترده تر مي سازد و سر انجام در دل اين تاريکي ها، انفجار نور پديد مي آيد و مردم به طور طبيعي و خود جوش براي پذيرش جرقّه هاي انقلاب آماده مي شوند.


6.     پيشرفت علم و تکنيک در عرصه هاي گوناگون در طول غيبت، موجب انديشه هاي تازه و حرکت هاي سازنده شده و باعث تکامل مي گردد و همين تکامل يکي از عوامل و اهرم هاي مهم براي زمينه سازي و ظهور حضرت ولي عصر(عج) مي گردد.


    بر همين اساس در آيه 53 سوره ي فصّلت مي خوانيم:


« به زودي نشانه هاي خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان مي دهيم، تا براي آنان آشکار گردد که او حق است.»


    امام صادق(عليه السلام) در ضمن گفتاري فرمود: منظور از ضمير«او» خروج قائم  (عج) است.( يعني يکي از مصاديق روشن آيه، وجود حضرت مهدي(عج) است که بر اثر پيشرفت هاي علمي و شناخت، حقانيت او و نياز جهان و جامعه و مردم به او روشن مي گردد.)


نوشته شده توسط: سليمانيان

 

   آيا يک انسان مي تواند بيش  از هزار سال عمر کند؟


    مي پرسند: آخرين حد عمر انسان مثلاً 120 سال است، ولي در مورد حضرت مهدي(عج) که در سال 255 هجري  متولد شده تاکنون بيش از هزار سال گذشته، چگونه يک انسان آن همه عمر مي کند؟


 


   وقتي که از نظر دين و دانش ثابت شود که عمر طولاني محال نيست، چه مانعي دارد که قدرت خداوند به آن تعلق گيرد و خدامند اراده کند که يک انسان صدها بلکه هزارها سال عمر نمايد.


   از نظر زيست شناسان، علل پيري و فرسودگي و مرگ، اختلال ها و آسيب هايي است که به انسان مي رسد، بعضي از زيست شناسان مي گويند: انسان بايد 300 سال عمر کند، اينکه مي بيني 70 يا 80 سال عمر مي کند، بر اثر فرسودگي عضوي و سرايت آن در عضو ديگر است.


    آزمايشاتي که دانشمندان روي گياهان و حشرات انجام داده اند، گاهي عمر آنها را به هزاران برابر عمر معمولي آنها رسانده اند. بنابراين از نظر علمي، هيچگونه دليلي بر انکار عمر طولاني در افراد استثنائي نيست و از نظر ديني نيز دليلي بر خلاف آن نداريم، بلکه به عکس، تواريخ مذهبي و اديان نشان مي دهدکه افراد برجسته اي همانند:


    الياس، خضر(ع) و عيسي(ع) هنوز زنده اند و افرادي مثل لقمان، نوح(ع) و بعضي از پيامبران ديگر عمرهاي بسيار طولاني نموده اند. مطابق صريح قرآن، حضرت نوح(ع) تنها 950 سال پيامبري کرد و مطابق روايات:


·        حضرت سليمان(ع) 712 سال عمر کرد؛


·        لقمان حکيم، 4000 يا 400 سال عمر کرد؛


·        حضرت عاد(ع) 3500 سال عمر کرد؛


·        حضرت آدم(ع) 930 سال عمر کرد؛


·        حضرت نوح(ع) 2500 سال عمر کرد و ...


نوشته شده توسط: سليمانيان

جمعه 20/2/1387 ساعت: 1:12 عصر
 

          مطابق روايات متعدد، از بردن نام حضرت مهدي(عج) که همنام پيامبر اسلام(ص) است نهي شده، از اين رو نام او را در نوشتن اين گونه « م ح م د » مي نويسند. آيا نام بردن او حرام است؟ اگر حرام است چرا؟


 


     اين مسأله يک مسأله ي فقهي است، بعضي از علما و فقها از بررسي روايات چنين استفاده کرده اند که در عصري( مانند غيبت صغري) که خطر و فشار بسيار بود و براي حفظ جان حضرت مهدي(عج) و ديگران نياز به تقيه و رازپوشي بود، امامان(عليهم السلام) از بردن نام آن حضرت نهي نموده اند، ولي در اين عصر که تقيه اي در کار نيست، بردن نام او اشکال ندارد.


    بر همين اساس يکي از واسطه ها، همين سؤال را از ناحيه ي مقدسه نمود، از طرف حضرت مهدي(عج) چنين پاسخ آمد:


« اگر آنها را به نام حضرت مهدي(عج) آگاه سازيد، آن را ظاهر مي سازند و اگر مکانش را بشناسند، بر ضد او اقدام مي کنند.»


    بر همين اساس، در مواردي که تقيه و خطر جاني نبوده، حتي خود امام حسن عسکري(ع) نام مبارک حضرت مهدي(عج) را به زبان آورده است، از جمله روايت شده امام حسن عسکري(ع) گوسفندي را به عنوان عقيقه، براي بعضي از اصحابش فرستاده و فرمود:


    هذه من عقيقه ابني محمد:


« اين گوسفند، عقيقه ي فرزندم محمد(حضرت محمد) است.»


    جماعتي از علماي بزرگ، ماند: شيخ مفيد، علامه حلي، فاضل مقداد، سيد مرتضي و محقق در کتب خود به ذکر نام مبارک حضرت مهدي(عج) تصريح کرده اند، نظريه ي شيخ حرّ عاملي نيز همين است. علامه اِربِلي نيز تلفظ به نام حضرت مهدي(عج) را در آنجا که تقيه نباشد، جايز مي داند.


 


   


 


نوشته شده توسط: سليمانيان

چهارشنبه 18/2/1387 ساعت: 9:0 عصر
 

 


 با توجه به اينکه مهدي(عج) هنگام شهادت پدرش امام حسن عسکري(عليه السلام) پنج سال داشت، کودک پنج ساله چگونه امام مردم مي شود؟


پاسخ:


   چه مانعي دارد خداوند قادر و حکيم، تمام شرايط و شايستگي هاي امامت را در وجود کودک خردسال، فراهم کند و در جهان در ميان مردم عادي، گاهي کودکان استثنائي و نابغه مثل بوعلي سينا و توماس يونگ پيدا مي شوند که رشد فکري يک ماه آنها مطابق رشد فکري ده سال ديگران است، بنابراين چنين چيزي محال نيست، وقتي محال نبود، با تعلق قدرت خدا، هيچ مشکلي در ميان نخواهد بود. قبل از حضرت مهدي(عج) دو امام ديگر مانند امام جواد و امام هادي (عليهما السلام) در کودکي، در حدود هفت سالگي و هشت سالگي به امامت رسيدند و در ميان  پيامبران، حضرت عيسي(ع) و حضرت يحيي، در کودکي پيامبر شدند، چنانکه آيه 12 و 30 سوره ي مريم بر اين مطلب دلالت دارد. 


 


 


نوشته شده توسط: سليمانيان

يکشنبه 15/2/1387 ساعت: 6:41 عصر
 

       آيا عقيده به ظهور مصلح جهاني عمومي است؟


 


     آري نه تنها شيعه و نه تنها مسلمانان ديگر، بلکه اديان ديگر نيز معتقد به مصلح جهاني هستند که در آخرالزمان ظهور مي کند و دنيا را سامان مي بخشد.


    در قرآن تا حدودي به اين مطلب اشاره شده است، مثلاً در آيه ي 105 سوره ي انبياء مي خوانيم:


« در کتاب زبور بعد از ذکر (تورات) نوشتيم، بندگان شايسته ام وارث(حکومت) زمين خواهند شد.»


    اين عقيده در کتب زرتشتيان، هندوها، تورات و انجيل و در ميان مصريها و چينيها، حتي در ميان غربيها وجود دارد.


    روايت شده، گروهي از طرفداران عيسي(ع) در بيت المقدس، در محضر آن حضرت بودند و از او پرسيدند، آينده ي دنيا چه خوهد شد؟


    عيسي(ع) در پاسخ فرمود: « بعد از من پيامبري خواهد آمد که نام او احمد(عليه السلام) است، يکي از فرزندان او (حضرت مهدي) حجت خدا بر انسان ها خواهد شد، او پس از آنکه زمين پر از ظلم و جور شده قيام مي کند و جهان را پر از عدل و داد مي نمايد، من در زمان ظهور او از آسمان به زمين فرود مي آيم و ظهور من نشانه ي ظهور قيامت خواهد بود.


نوشته شده توسط: سليمانيان

   1   2      >

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[26/5/1387- 3:51 ع] شب ميلاد
[18/5/1387- 12:59 ع] اي پادشه خوبان...
[29/4/1387- 4:1 ع] آيا....
[23/4/1387- 7:48 ع] مهدي (عج)در انديشه ي بيدار مسلمانان
[14/4/1387- 12:11 ع] دلنوشته
[4/4/1387- 10:51 ع] جمکران
[1/4/1387- 9:21 ع] شيخ مفيد
[29/3/1387- 10:49 ع] القاب امام
[26/3/1387- 12:36 ص] معرفي کتاب
[آرشيو شده ها]